تبلیغات
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی استان چهارمحال وبختیاری - یک آسمان آبی - معنای ازدواج _ رابطه عشق و ازدواج
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی استان چهارمحال وبختیاری - یک آسمان آبی
سلام مهربون - این آسمان آبی تقدیم تو باد-- وبلاگ در حال حاضر شامل 6صفحه می باشد- به سراغ ما اگر میایی...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


به نام آرامش دهنده قلبها

این وبلاگ تحت نظر جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی استان چهارمحال وبختیاری است ،که به خانواده ها و جوانان
( دختران وپسران)ایرانی
برای داشتن آسمانی آبی تقدیم می گردد.
(با شعار محوری پیش بینی مقدم است بر پیشگیری و پیشگیری مقدم است بر درمان)

شماره سامانه پیامکی جمعیت و وبلاگ جهت دریافت پیام های شما دوست گرانقدر:

30007060706070
آ درس وبلاگ آسمان آبی تو jhsalamat.mihanblog.com

با سپاس فراوان از داوطلبین و اعضاء فعال جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی سراسر استان مسئولین پایگاه ها وگروه های زیر مجموعه

کپی برداری از مطالب این وبلاگ،پاشیدن رنگ خداست به زندگی دیگران؛در رنگی کردن زندگی دیگران درنگ نکنید!
(فقط با ذکر منبع و گردآوردنده)
شادباشید وسرشار از خاطرات شیرین ( خوب زندگی کنیم)

و اما صحبتی خودمانی

بزرگترها و مسئولین معمولاً نگرانی های زیادی راجع به وضعیت بهداشت وسلامت روانی جامعه به ویژه نوجوانان و جوانان دارند.بر این اساس سعی می كنند اقداماتی برای یاری آنها انجام دهند كه بعضاً بجا و در برخی موارد بسیار نابجا می باشند.

به هر حال در این وبلاگ روی ما با بزرگترها و مسئولین نیست و قصد پرداختن به آنچه آنها انجام می دهند یا نمی دهند را نیز نداریم.

ما معتقدیم در هیاهوی مسائل اجتماعی شما بهتر از هر كس دیگر می توانید از خودتان مواظبت كنید.

مسئولین ،والدین و نزدیكان هر اندازه هم كه پیگیر مسائل شما باشند،تنها بخش اندكی از شبانه روز در كنار شما هستند.رئیس اداره شما ،اولیا مدرسه شما و اساتیدشما نیز كم و بیش همین وضعیت را دارندو تنها زمان کمی از وقت خود راهمراهتان هستند.نظارت ساختارهای اجتماعی و قانونی هم كلی تر از آن است كه قادر به تمركز جدی بر مسائل فردی و شخصیتی شما باشد،

لذا بی شك هیچ شخصی بهتر از خودتان نمی تواند وظیفه خطیر مراقبت از خودتان را به عهده گیرد؛البته حتماً توجه دارید كه مراقبت در شرایط اجتماعی فعلی نیازمند هوش و ذكاوت از یك سو و شناخت موانع رشد و ارتقاء شخصیت از سوی دیگر است.به ویژه این كه امروزه جذابیت ها در بیراهه ها بسیار دلفریبند و آنها یی که در تحمل مشقت راه های بی پیرایه،زود دست به زانو می شوند،به سختی توان مقاومت در برابر رنگ و لعاب های لغزنده را دارند.این جذابیت ها گاه كاسه نیازهای غریزی شما را لبریز می كند و گاه بر آتش نیازهای كاذبی كه ایجاد كرده اند می دمند و حتی در چهره آراسته به دین،خودنمایی می كنند به صورت تنوعی از اعتقادات جعلی و مذاهب ساختگی جلوه می كنند.آری عزیزان آنجا كه سازمان سیا،ده ها میلیون دلار هزینه می كند تا به رواج خرافات در جامعه شیعی و بیزاری مردم از مرجعیت و روحانیت اصیل بپردازند و آنجا كه گیرنده های ماهواره و سی دی های مبتذل در مناطق مرزی رایگان توزیع می شود و آن جا كه توزیع مشروبات الكلی و مواد مخدر توسط سرمایه گذاران ضد دین به انحاء مختلف بیمه می شود و رواج فساد و بی بندوباری را به عنوان یك راهبرد اساسی دستور كار خود قرار می دهند،شما خود قضاوت كنید.

چه كسی بهتر از خودتان می تواند از شما مراقبت كند

پس بیاموزیم وبدانیم آنچه را که باید برای مراقبت از خود مان به کار ببریم .



مدیر عامل جمعیت همیاران سلامت روان -اجتماعی استان چهارمحال وبختیاری


سخن نخست

جمعیت همیاران سلامت روان چه کسانی هستند:
نیروی های داوطلب مردمی هستند که به منظور پیشگیری از آسیبهای اجتماعی وبا هدف ارتقا سطح سلامت افراد جامعه بوجود آمده و تحت نظارت سازمان بهزیستی و زیر نظر کارشناسان مجرب این سازمان در محله ،منطقه وشهر یا استان خود به فعالیت مشغول می باشند.

این جمعیت اغلب بصورت گروههای محلی می باشند که پس از شناسایی مشکل در محله خود اقدام به کاهش ویا رفع آن می نمایند.

به فعالیتهای افراد فعال در محله خود با دقت بیشتر بنگرید شاید آنها نیز همیار باشند!!!

و این همیاران در استان چهارمحال وبختیاری بر این باورند :

* ناظر و سر منشاء خلقت و آفرینش در همه امور خداوند است و خدمت به مردم در

جهت خشنودی باری تعالی ارزشی است که همه فعالیت ها را هدفمند می سازد .

* پیچیدگیها و صنعتی شدن جامعه امروز سلامت مردم را دجار مخاطره نموده از این رو

تلاش جهت آموزش مهارت های زندگی و ارتباطی ضروری است تا همه بتوانند از مواهب

زندگی دلپذیر برخوردار باشند .

* بروز و شیوع آسیب های اجتماعی سریعتر شده است و برای کنترل

آن باید به افراد سالم جامعه آگاهی بخشید .

* برنامه ریزی محلی باید با حضور مردم و در جایی که مردم کار می کنند ، زندگی می کنند و

به فعالیت هایشان عشق می ورزند ، انجام پذیرد .



همیاران سلامت روان - اجتماعی استان چ وب کوشش می نمایند تا :



* خدمات آموزشی و مشاوره ای را با هدف افزایش مهارت های فردی و اجتماعی تا حد توان

در اختیار جامعه قرار دهند .

* در ارائه خدمات به تمامی اقشار جامعه بویژه نقاط محروم و آسیب دیده را مد نظر قرار دهند .

* فرهنگ مشارکت و نیکو کاری را توسعه بخشند .



وانتظار دارند تا :



* همه دست اندرکاران همیاران سلامت روان اجتماعی استان چ وب متعهد باشند

و تصمیمات ارکان جمعیت بر اساس آموزه الهی {و امر شوری بینهم آیه 38 سوره شوری }

با تبادل نظر ، مشورت و رای گیری اتخاذ گردد.

* اصالت و موسسه را موکدا حفظ و آن را الگوی مناسبی

برای اتخاذ باور جهت اتکابه خود معرفی نمایند .

* و معتقدند که برای کنترل و پیشگیری از آسیب های اجتماعی باید همه سازمانها و

نهاد های دولتی و غیر دولتی دست در دست هم دهند تا بتوانند به این هدف مهم نائل شوند .



جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی سراسر استان در شهرستانهای شهرکرد ،فارسان،لردگان،بروجن،کوهرنگ ،اردل،کیار ،سامان وبن زیر نظر سازمان بهزیستی استان در نظر دارد از بین خواهران وبرادران علاقه مند به فعالیت داوطلبانه در راستای برنامه همیاران عضو علاقمند جذب نماید . بنابراین همه عزیزان علاقه مندمی توانند به آدرس دفاتر مرکزی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی شهرستانها مراجعه نمایند .

مدیر وبلاگ :امیر علی آرام
نویسندگان
نظرسنجی
با سلام لطفا نظر خود را در مورد تاثیر مثبت مطالب این وبلاگ در موفقیت زندگی دختران وپسران وخانواده های ایرانی با استفاده از گزینه های ذیل ثبت نمایید.






ازدواج وعشق همیاران فارسان

معنای ازدواج _ رابطه عشق و ازدواج

 

ازدواج نوعی رابطه است . اصولا زندگی یعنی برقراری رابطه برای پاسخ گفتن به ضرورتها. در ازدواج ما دو نوع نیاز را باید برطرف کنیم 1- نیاز جنسی که خیلی مهم است 2- نیاز روحی - روانی که آن هم به نوبه خود مهم است البته ما نیازهای مادی هم داریم که بدون ازدواج هم قابل پاسخگویی است .
وقتی نیاز جنسی ما به صورتی مکانیکی برطرف بشود ، نمی‌توانیم نام آن را ازدواج یا زندگی مشترک بگذاریم 0 چرا که این رابطه با خود ارضایی هیچ فرقی ندارد. تنها نوعی رابطه مکانیکی است . حتی می توانم بگویم که در برخی اوقات خود ارضایی، که به هیچ وجه تجویز نمی شود ولی طبق آمار مراکز علمی ، بسیاری  به این شیوه ارضاء پناه می‌برند، آرامش بیشتری به دنبال دارد . چراکه ما در ارضاء جنسی مکانیکی و پسیکولوژیک ، صدمه هم می خوریم.چرا که در این خصوص رابطه ناهنجار است و در ضمن خیال می کنیم مورد سوء استفاده قرار گرفته ایم.
پس انگیزه ما برای زندگی مشترک ارضاء دو نوع نیاز است: نیاز جنسی و نیاز روحی- روانی.اما چرا ما مبتلای به این نیازها شده ایم ؟! نیاز جنسی که غریزی است و در سرشت ماست . ما نیازهای روحی خود را به شکل های گوناگون  کسب می کنیم . ما به این نیاز مبتلا می شویم. در واقع وقتی احساس  درونی می کنیم ، نیاز به ایجاد رابطه داریم 0 در رابطه ای که بیشتر واکنشی است . ممکن است رابطه جنسی را هم خرج رابطه روحی روانی  خود بکنیم ، ولی چیزی به دست نیاوریم . یعنی ارضاء خود را رها کنیم تا روانمان التیام یابد 0 تهی درون پر شود 0 خلأدرون از بین برود . ولی می بینیم که نمی شود 0 پناه بردن به بسیاری از گروه ها و فرقه ها بخاطر رهایی از این احساس خلأ و تنهایی و پوچی درون است.
بنابر این وضعیت ما در رابطه با عشق می تواند دوگونه  متصور بشود :
 
روی ادامه مطلب در ذیل کلیک کنید وادامه این مقاله زیبا را بخوانید...
 1- وقتی که احساس عاشقانه داریم
2- وقتی که به واقع عاشق هستیم .
احساس عاشقانه داشتن برای همه ما دست می دهد. نوعی فرار ازخلأ درونی است . می خواهیم خود را فریب بدهیم. از این رو احساس می کنیم که کسی را دوست داریم . به شدت هم دوست داریم . ولی وقتی به او بیش از حد  نزدیک می شویم ، از او می گریزیم. مشکل ما خلأ درونی است . دنبال پاسخ هستیم ، ما تنها شکل آن را عوض کرده ایم.شکلی عاشقانه به آن داده ایم ، ولی این یک رابطه عاشقانه نیست ؛ عاشق نمایانه است ؛ نوعی تلقین به نفس است ؛ نوعی فرار از احساس تنهایی  ، اجحاف و بی کسی.
ازدواج با عشق و بدون عشق !
ازدواج خالی از عشق ضایع است. اینچنین رابطه ای  تبدیل می شود به مشتی روابط خام و مکانیکی. تکرار روزان و شبان . تکرار بیگاری های اجتناب ناپذیر. تکرار دلخوری ها و دلمردگی ها . تکرار فرارها و دغدغه ها 0 تکرار مصیبت ها و تعزیت ها . زندگی مشترک بدون جاذبه های عاشقانه چه از نوع اول و چه از نوع دوم ، به واقع تحمل ناپذیر است . ولی ما باید تحمل کنیم و بهای آن را با سلامتی خود بپردازیم.این بدهی ما به ذهنیتی است که در آن جهالت و نادانی حکومت می کند.
در این صورت ، یکنواختی آن آزار دهنده است . تلاش بیهوده برای سرپا نگه داشتن آن آزار دهنده است .
نیروی حیاتی ما را تحلیل می برد . ولی ما می مانیم چرا که راه دیگری در برابر خود نمی بینیم  . دیدگاه ونظرگاه ما محدود و بسته است . می ترسیم.  ما برای رهایی از اضطراب و ترس ازدواج کرده ایم ! پس پر از ترس و وحشتیم. ازدواج نه تنها این اضطراب و ترس را از بین نمی برد ، بلکه افزایش هم می دهد .
ازدواج نه تنها احساس ایمنی به ما نمی دهد ، بلکه اندک احساس ایمنی ما را نابود هم می کند . من به هیچ وجه با ازدواج مخالف نیستم . انسان برای داشتن زندگی مشترک در این عالم هستی گذاشته است.
زن و مرد مکمل یکدیگرند و در طراحی هستی بدین شکل روییده اند. ولی می دانم که چالش های عصبی آن ما را فرسوده می کند . بهانه هایی که برای تداوم آن داریم  عذاب آور است . سازگاری و تطبیق در آن دشواری زاست . با این همه ما از سر ناچاری آن را ادامه می دهیم ، چون می خواهیم که همراه با هنجار جامعه باشیم و می ترسیم که جامعه بر ما انگ و برچسب بگذارد . چرا که باید نیاز جنسی خود را به صورتی مکانیکی ارضاء کنیم .
می مانیم و می پوسیم ! می مانیم و استعدادهای خود را تلف می کنیم 0 می مانیم و در جا می زنیم .
نه ؛ وا پس می رویم ! ازدواج وقتی از سر ناچاری است و مرکز ثقل آن شهوت است ، تنها به معنی پرداختن به جنسیت است ، ضایع کننده است 0 چرا که دو طرف یکدیگر را درک نمی کنند . رابطه جنسی آن هم صرفا برای تخلیه « روانی » خویش نوعی ستم به خود است . دو    « تن » بدون درک هم جمع شده اند که تازه معنای آن  هم جمع شدن نیست ، این  نوعی « جمع نمایی » است که در اصل تفرقه است 0 جهان های متفاوت ، راه های متفاوت ، جهت های متفاوت ، نگاه های متفاوت ، هدف های متفاوت ، سلیقه های متفاوت ، و عقده های یکسان و زجرهای غیر متفاوت ! زجرهای ما یکسان است ، چرا که عقده های انسان های پسیکولوژیک و بیولوژیک کم و بیش  همانند است .
وقتی انسان ازدواج را « هدف » در نظر می گیرد ، باید بهای نازل آن را هم بپردازد . باید تسلیم بشود.باید دور از عشق و سرمستی و پرواز و سبکی و شور و شعف و نشاط و طرب زندگی کند  من این را زندگی نمی دانم. این نوعی شکنجه است که آدمی به خاطر نادانی و جهالت و هم هویتی با گذشته موروثی به جان می خرد و بهای سنگینش را هم با فرسودگی و مرگ در هر لحظه می پردازد . رنج و دردی که همواره باید تحمل کند . ازدواج و یا زندگی مشترک عبارات  با شکوهی هستند ، آن گاه که دو نفر به هم بر می آیند و در کنار هم احساس شادی و خوشی و سبکی و پرواز می کنند .یعنی زندگی طربناک ، همچنان که ژرژ پنجم کرد ! پادشاه بریتانیای کبیر ، پادشاهی انگلیس را رها کرد که با معشوقه خود « خانم سامپسون» زندگی کند. بخاطر یک زندگی عاشقانه دست از سلطنت برداشت و تا حدود صد سالگی نیز در کنار همسرش ماند ! ولی ما این رابطه باشکوه را خراب می کنیم یا به استقبال خرابی آن می رویم ! چرا که از آن هیچ چیز  جز رابطه جنسی ، آن هم کج و معوج ! - نمی دانیم 0 آن را خراب می کنیم ؛ با انتظارهای بیهوده ، با سبکسری های بچه گانه ، با نپختگی های کودکانه ، با باورهای عتیق و با محاسبه های کوچک و مقایسه های بی ربط و چالش های بی جهت ! ما زندگی مشترک را به تکرار کلیشه های خمیازه آور تبدیل می کنیم و بعد از کسالت آن می نالیم . ما برای زندگی مشترک تجربه کافی و وافی نداریم . ادای آن را در می آوریم 0 می خواهیم آن را در خانه همسر خود به دست آوریم. تاجری هستیم که بدون دست مایه دست به تجارت زده ایم . عاقبت آن هم معلوم است: ورشکستگی آشکار یا پنهان ! همه اینها تحفه انسان پسیکولوژیک است برای یک زندگی به اصطلاح مشترک که می توانیم نام آن را بگذاریم «زندگی نامشترک» !
بسیاری ازدواج می کنند ولی از سر ناچاری و خود را ، یعنی قابلیت ها و استعداد های خود را  تباه می کنند  .آنها گستره های دیگر را ندیده اند . هر چه دیده اند و شنیده اند همین بوده است.   از این رو فکر می کنند که راه دیگری در مقابل ندارند. به علاوه عشق هم به این سادگی ها حادث نمی شود . منتظر آن هم نباید بود . چرا که انتظار باعث می شود که عشق از ما بگریزد. عشق مهمان ناخوانده است . می آید بدون آنکه در بزند . ما را آتش می زند بدون آنکه صدای گامهایش را بشنویم . بنابر این به نوعی رابطه باید قانع بود و آن رابطه  جنسی است .
از اینجا می توان نوع دیگری از رابطه را هم تعریف کرد . رابطه ای که عاشقانه نیست ولی عاقلانه – عاشقانه است  . در این رابطه حوزه  مغناطیسی انسان شدت می گیرد . در این حوزه دو انسان به هم جذب می شوند . به نوعی نمی توانند از این حوزه بگریزند . بدون شک جذبه جنسی و آسودگی خیال در آن نقش تعیین کننده دارد . دراین گونه از رابطه ، همزیستی به شکل شکوهمندی ادامه می یابد.
 امارابطه عاقلانه – عاشقانه یعنی چه ؟
رابطه عاقلانه – عاشقانه زندگی مشترکی است که البته دور از تصاویری که ما در ذهن داریم تحقق پیدا می کند . در این رابطه اگر محاسبه جایی نداشته باشد ، نوعی عشق تحقق پیدا می کند .  اسم این را می گذارم « خودگرا »  درست مانند تولد بیولوژیک که در آن انسان معصوم زاده  می شود . اما پس از آن انسان بیولوژیک گرفتار دست خوردگی می شود و پسیکولوژیک می شود . در این حالت عشق نمی تواند آن چنان جوانه بزند . چرا که انسان پسیکولوژیک سرشاراز نفرت و کینه است . هرچند می دانیم و می بینیم که در این وضعیت نیز برخی« صاعقه عشق » می شوند . به راستی« صاعقه عشق »! من نام این را می گذارم « صاعقه عشق » چرا که ناگهان پدیدار می شود و درون شرطی انسان راخاکستر می کند .  و از این خاکستر جوهر اصیل انسان متبلور می گردد و زاده می شود .
خود ، من ، نفس ، مرکز و هرچه در ذهن ما اخلال می کند می سوزد و ناپدید می گردد . با این حال عشق اولی یا خردگراست که عمومیت دارد و می تواند انسان پسیکولوژیک را هم به مرزهای دگرگونی فانکشنال بکشاند . در واقع عشق اول راهگشا  نیز هست .
عشق نوعی مراقبه دایم است . مراقبه ای که ما را به ورای ذهن شرطی می برد . در این حالت ذهن ما همان است که بوده ، یعنی شرطی و برنامه ریزی شده است . ولی عشق در آن تحول و دگرگونی شگفتی ایجاد می کند . پیوند ما رابا برنامه های ذهنی و عقده ها می برد . عشق قاتل چرک درون ماست. عشق قاتل همه محاسبه هاست . عشق قاتل انتظارها و سبکسری های ماست 0 عشق قاتل منیت هاست . بنابراین عشق نجات دهنده است .منجی ماست . انسان پسیکولوژیک و فانکشنال ،  هر دو در معرض حادثه عشق اول و دوم هستند . هر چند انسان فانکشنال بهتر در این حوزه مغناطیسی قرار می گیرد . چراکه سراسر نگاه ، توجه و مراقبه است . و ذهنی که مزاحمت ندارد و شکوه زیبایی را باهمه وجود حس می کند.
عشق قاتل خود محوری هاست. آینه ای است که جوهر ما را بر ما آشکار می کند . جوهری که غماز است. عشق قاتل همه است به جز معشوق . همه در برابر معشوق می میرند ؛ نه به کینه و نفرت و شکنجه ، نه ؛ از سر بی نیازی می میرند. عشق بشارت دهنده بی نیازی است . هنگامی که عشق هست ، جهان و حتی همه عالم هستی از آن ماست . از این رو حسادتی در کار نیست . آزمندی در کار نیست . با عشق ما همه چیز داریم ؛اما وابستگی نداریم .
عشق یعنی توانگری 0 عشق یعنی هیچ ! یعنی « تهیت »0 یعنی کوری و کری نسبت به جهان شرطی. عشق یعنی معشوق و دیگر هیچ!
متأسفانه ممکن است که ما پس از مدتی به وضعیت گذشته باز گردیم . و البته  باز می گردیم ! باکی نیست . ولی این حالت یکی از شگفتی های درون ما باقی می ماند.با این همه می توانیم همچنان به عشق اول بیندیشیم . عشقی که من روی آن خیلی حساب می کنم . عشق اول ، عشق واقعی زندگی ماست . می تواند تکرار بشود . می تواند هما ن جا که هست بماند . انسان فانکشنال که  دور از محاسبه و مقایسه و رقابت زندگی می کند همیشه مستعد عشق اول و دوم است .
انسان فانکشنال که افق دید او  تمیز و پاک است ، همواره مهیای پذیرش عشق اول و دوم است . عشق اول است که کیفیتی انسان ساز دارد . هنر و زندگی را جلا می دهد0 شادی را جاودان می کند . بدون آنکه زیان های عشق دوم راد اشته باشد 0 عشق دوم همه چیز را خاکستر می کند 0وادی جنون است .
عاشقم من برفن دیوانگی
مردم ازفرهنگی و فرزانگی
عشق اول سازنده است . انسان فانکشنال را در مسیر سازندگی نگه می دارد . بیشتر به درد جامعه می خورد. از این روست که می تواند گرمای عشق دوم را هم داشته باشد ، ولی خسارت های عشق دوم را نداشته باشد . این که می گویم « خسارت » ، به خاطر این است که در هر حال ما باید در جامعه زندگی کنیم . از این رو عشق دوم ویران کننده جامعه است . همه هنجارها را به هم می ریزد . رو به درون دارد. اما عشق اول رو به بیرون هم دارد . از ضرورت ها غافل نیست . با این همه این اتفاق ( ورود عشق دوم ) ممکن است هر لحظه از نو رخ دهد .
عشق اول دارای جاذبه جنسی است که تکراری خوشگوار دارد . همراهی با طرفی که همرأی و همساز و همدم و همدل و همراه و همکوش و همفکر وهمکیش و همسان و همتا و همبود و همشد وهمخواه شماست . این عشق داوم دارد . عشق دوم اغلب بی دوام است . صاعقه وار می آید و صاعقه وار می رود. همه ما منتظر عشق دوم هستیم ؛ از این روست که عشق اول را که واقعی تر و ممکن تر و محتمل تر است از دست می دهیم ! بیداری ما ضامن ادراک ورود عشق اول و خردگر است . 
این بیداری را پاس بداریم . عشق اول همیشه در نزدیکی ما لنگر انداخته است . همیشه منتظر ماست . ورودش را در هر لحظه خوش آمد بگوییم .
                                                               منبع :
دکتر پیمان آزاد www.peymanazad2000@yahoo.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 مرداد 1395
سه شنبه 17 مرداد 1396 06:18 ق.ظ
This article is truly a pleasant one it assists new the web
users, who are wishing for blogging.
شنبه 14 مرداد 1396 09:33 ق.ظ
You're so interesting! I don't suppose I've truly read anything like this before.
So nice to find somebody with some unique thoughts on this subject matter.
Really.. thanks for starting this up. This web site is something that's needed on the
web, someone with some originality!
پنجشنبه 1 تیر 1396 05:33 ب.ظ
Hi my loved one! I want to say that this article is awesome, nice written and include approximately all important infos.

I would like to peer extra posts like this.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:09 ق.ظ
I all the time emailed this weblog post page to all my contacts, because if like to read it then my friends will too.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ


گالری عکس
چت روم
قالب وبلاگ
گالری عکس
< data="http://www.dl.avazak.ir/Music/play.swf" width="160" height="20" id="dewplayer" name="dewplayer"> Online User 

داستان روزانه
ابزار پرش به بالا
تصاویر زیباسازی نایت اسکین